تبليغاتX
ایکس - خانه

ایکس

مینویسم

خانه

متشکرم از پدر و مادرم که هرگز آنقدر زیاد در شکممان نریختند که قدر نان را ندانیم. متشکرم از ایشان که هرگز آنقدر کم بر سر سفره مان نیاوردند که گدایی کنیم. ممنونم از ایشان که آنقدر زور بازو را در چشمانمان ارج و قرب ننهادند که فکر کنیم جناب گوریل هم برای خود کسی است. ممنونم از ایشان که انقدر زور بازو را در چشممان کم نکردند که هرگز فکر کنیم مغلوب بازویی خواهیم شد. قدر زحمات آنها را میدانم که چشمانمان را به دنیا گشودند. نشانمان دادند که انسانیت محبوس دین و ملت و مرز و تنگی های چشمان حسودان و احمق ها نیست. متشکرم از آنها به خاطر همه سال های زندگی ام.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 14:19  توسط ایکس  |