تبليغاتX
ایکس - سرو

ایکس

مینویسم

سرو

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسر نمیشود مارا

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش

بیان کند که چه بوده است نا شکیبا را

بیا که فصل بهار است تا من و تو به هم

به دیگران نگذاریم باغ و صحرا را

به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی

چرا نظر نکنی یار سرو بالا را

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی

چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 21:40  توسط ایکس  |