تبليغاتX
ایکس

ایکس

مینویسم

عجب

کلی مشعوف شدم از اینکه مملکت گل و بلبلی داریم:

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=36021

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 14:33  توسط ایکس  | 

خانه

متشکرم از پدر و مادرم که هرگز آنقدر زیاد در شکممان نریختند که قدر نان را ندانیم. متشکرم از ایشان که هرگز آنقدر کم بر سر سفره مان نیاوردند که گدایی کنیم. ممنونم از ایشان که آنقدر زور بازو را در چشمانمان ارج و قرب ننهادند که فکر کنیم جناب گوریل هم برای خود کسی است. ممنونم از ایشان که انقدر زور بازو را در چشممان کم نکردند که هرگز فکر کنیم مغلوب بازویی خواهیم شد. قدر زحمات آنها را میدانم که چشمانمان را به دنیا گشودند. نشانمان دادند که انسانیت محبوس دین و ملت و مرز و تنگی های چشمان حسودان و احمق ها نیست. متشکرم از آنها به خاطر همه سال های زندگی ام.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 14:19  توسط ایکس  | 

سرو

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسر نمیشود مارا

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش

بیان کند که چه بوده است نا شکیبا را

بیا که فصل بهار است تا من و تو به هم

به دیگران نگذاریم باغ و صحرا را

به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی

چرا نظر نکنی یار سرو بالا را

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی

چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 21:40  توسط ایکس  |