جنگ ها برنده ندارند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 9:8  توسط ایکس
|
آتش تنها می رقصد. مردمان به دورش جمع میشوند تا از گرمایش لذت ببرند اما کسی را جرات آن نیست که دستش را به دعوت رقصی بگیرد.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 22:5  توسط ایکس
|
...بگو از کلاغ پیر که به خونه نرسید...
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 8:46  توسط ایکس
|
آمد. ولی من باید بروم. باید فراموش کنم. باید رفت.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 18:14  توسط ایکس
|