تبليغاتX
ایکس

ایکس

مینویسم

اشک

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

واین راز سربه مهر به عالم سمر شود

گویند که سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 14:41  توسط ایکس  | 

چشم

کاش چشم نداشتم.

اگر این فلان فلان شده نبود زندگی راحت تر میگذشت.

کاش شاخک نداشتم.

اگر این بی معرفت نبود به راحتی ساده لوحان زندگی میکردم.

کاش گوش نداشتم.

تا هرکه هرچه گوید برایم بی تفاوت باشد.

آخر مورچه و سوسک هم شاخک هایشان را به کار میگیرند و به آن اطمینان میکنند. کاش سوسک و مورچه هم نمیشدم تا نبینم و نشنوم.

زندگی راحت میبود و مرگ هم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 12:15  توسط ایکس  |