مپرس از شب و روزم
که خوابم تو چه خوابی
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:19  توسط ایکس
|
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ های تخیل
به داس های واژگون شده ی بیکار
و دانه های زندانی
نگاه کن که چه برفی میبارد
شاید حقیقت آن دو دست جوان بود ، آن دو دست جوان
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد
و سال دیگر ، وقتی بهار
با آسمان پشت پنجره همخوابه میشود
و در تنش فوران میکنند
فواره های سبز ساقه های سبک بار
شکوفه خواهد داد ای یار ، ای یگانه ترین یار
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد ...
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 11:59  توسط ایکس
|