چندی است علاوه بر خواندن اخبار از سایت اینترنتی بی بی سی موضوع دیگری را هم از طریق این سایت بررسی میکنم. این وبسایت مثل بسیاری از وبسایت های خبری و غیر خبری دیگر موضوعات داغ و پربیننده را به طور مجزا از سایر اخبار نشان میدهد. این بخش از وبسایت به نوعی نشان دهنده تمایلات غالب خوانندگان آن است. حدود یک ماه پیش پر بیننده ترین صفحه آن صفحه عکس روز بود که به لطف عکسی از جنیفر لوپز از همه مسائل روز ایران و جهان پربیننده تر شده بود. هفته پیش هم پر بیننده ترین خبر خبر شنیده شدن سیفون هنگام صحبت فلان وزیر اسرائیلی بود. امروز هم در میان اخبار داغ فراوان سیاسی٬ اقتصادی٬ ورزشی و علمی من جمله استعفا و ابقای وزیر اطلاعات٬ تماس تلفنی موسوی و رهنورد با خانواده شان بعد از یک ماه بی خبری٬ دیدار خاتمی با فرزندان کروبی٬ درخواست شیخ الازهر و دولت امارات از ایران برای تغییر مشی سیاسی در منطقه٬تحولات سوریه و یمن و لیبی٬ افزایش شدید قیمت طلا در دنیا٬ قرار گرفتن پرسپولیس در آستانه حذف از لیگ آسیائی٬ عکس بیتل ها٬ گام های تازه در درمان بیماری ام اس٬ درخواست مجلس از وزارت نفت برای ارائه بیلان به رهبر٬ افزایش ۱۷۰۰ درصدی کشف اسلحه در ایران٬ رانش گل در کلمبیا و ده ها خبر دیگر حدس بزنید داغ ترین و پر بیننده ترین خبر بی بی سی چه بود؟ "انتقاد از ارائه عکس های مستهجن و محرک در داروخانه ها".
آنچه دیر زمانیست بدان معتقدم و چندیست به طور جدی مورد بررسی قرار میدهم گرایش افراطی جامعه "خود روشنفکر خوانده" ایران به سمت هرچیزی که بوی شهوت و خشونت و دعوا و کثافت بدهد است. ایشان حتی به بالا رفتن قیمت طلا هم آنقدر علاقه نشان نمیدهند که به کثافت بازی وزیر اسرائیلی اهمیت میدهند. ۱۷ برابر شدن کشف اسلحه در کشور هم اصلا برایشان در مقابل یافتن اینکه در کدام داروخانه میتوان عکس های پورنوگرافی یافت اهمیتی ندارد. ایشان حتی به جنیفر لوپز هم به عنوان یک خواننده نگاه نمیکنند. چون یک عکس او حتی در قامت سفیر صلح سازمان ملل در یک آلبوم پر از عکسهای مختلف آن آلبوم را خبر داغ روز کرد اما آلبوم کامل عکس های بیتلز حتی جای پنجم اخبار داغ را هم نگرفت. با این روشنفکرهای خود خوانده و آن شیادان دین و سیاست البته افق روشنی برای آینده ایران نمیبینم. شاید هم من نظرم کوتاه است.
شبی رسید که در آرزوی صبح امید
هزار عمر دگر باید انتظار کشید
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 1:29  توسط ایکس
|
شبی رسید که در آرزوی صبح امید
هزار عمر دگر باید انتظار کشید
در آستان سحر ایستاده بود گمان
سیاه کرد مرا آسمان بی خورشید
هزار سال ز من دور شدستاره ی صبح
ببین کزین شب ظلمت جهان چه خواهد دید
دریغ جان فرورفتگان این دریا
که رفت در سر سودای صید مروارید
نبود در صدفی آن گهر که می جستیم
صفای اشک تو باد ای خراب گنج امید
ندانم آن که دل و دین ما به سودا داد
بهای آن چه گرفت و به جای آن چه خرید
سیاه دستی آن ساقی منافق بین
که زهر ریخت به جام کسان به جای نبید
سزاست گر برود رود خون ز سینه ی دوست
که برق دشنه ی دشمن ندید و دست پلید
چه نقش باختی ای روزگار رنگ آمیز
که این سپید سیه گشت و آن سیاه سپید
کجاست آن که دگر ره صلای عشق زند
که جان ماست گروگان آن نوا و نوید
بیا که طبع جهان ناگزیر این عشق است
به جادویی نتوان کشت آتش جاوید
روان سایه که آیینه دار خورشید است
ببین که از شب عمرش سپیده ای ندمید
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 12:48  توسط ایکس
|
یکی از مسخره ترین و در عین حال رایج ترین روشهای تحلیل اجتماعی اینست که دوست و دشمن را از طریق مناسبات غیر مستقیم شناسائی کنند. دوستِ دوست یک نفر ممکن است دشمن او باشد. دشمنِ دوست یک نفر ممکن است دوست او باشد. دشمنِ دشمن یک نفر ممکن است دشمن او باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 1:28  توسط ایکس
|
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جائی نبرد هرکه به اقدام رفت
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 16:45  توسط ایکس
|
من شعر را دوست دارم. گاهگداری هم در وبلاگم ابیاتی مینویسم. میانه ام زیاد با داستان خوب نیست اما نوشتن داستان در وبلاگ را هم امری پسندیده میدانم. معمولاٌ اگر شعری بنویسم مخاطب خاص دارم. این با باقی نوشته هایم که معمولاٌ مخاطب عام دارند فرق میکند. یکی از خوبی ها (یا بدی ها)ی شعر این است که مخاطب عام میتواند آن را به هر نوع که دلش میخواهد تفسیر کند. دیده ام که برخی وبلاگ نویسان جز شعر چیز دیگری نمینویسند. شاید از ترس نقد تفکراتشان باشد. وقتی میبینی قسمت نظرات وبلاگشان را هم مسدود میکنند سعی ایشان در فرار از مواجهه عقیدتی را بیشتر حس میکنی. مردی برخی از این وبلاگ نویسان در مواجهه فقط وقتی گل میکند که دست و پای طرفشان را بر روی صندلی بسته باشند و به زور باتوم مردانگی شان را نشان دهند. میگویند یزید شعر میگفت و حسین منطق. نمیدانم چه شده که امروز برخی مدعیان پیروی حسین شعر میگویند و برخی مخالفانشان منطق.
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 17:47  توسط ایکس
|
چندی پیش دیدم که بی بی سی فارسی گزارشی در مورد دراویش نعمت اللهی میداد. متاسفانه گزارش حاوی مشکلات بسیاری بود. به عنوان مثال چنین القا میکرد که دراویش نعمت اللهی شیعه نیستند و یا مثلاٌ اعتقادی به ولایت فقیه ندارند. تا جایی که بنده میدانم ایشان شیعه اثنی عشری اند و عقیده محکمی به ولایت فقیه دارند. در حقیقت ولایت فقیه بر خلاف آنچه معمولاٌ تصور میشود از دامان عرفان ایرانی بیرون آمده. شاید ایشان در مورد مصداق ولی فقیه با جمهوری اسلامی اختلاف نظر داشته باشند اما در اصل ولایت فقیه متفق القول اند. ایشان حتی بر خلاف نظر عمومی تساهل فقهی و عملی هم ندارند نامه زیر را که قطب ایشان ۴۲ سال پیش به آقای بهشتی نوشته است بخوانید تا ببینید چقدر فقهی و خشک فکر میکنند:
سلطان حسين تابنده گنابادي 121 ياهو
1390 مورخه 10 صفر 28/1/49
السلام عليكم و رحمت الله و بركاته از خداوند متعال و قادر لايزال سلامت وجود شريف و ازدياد موفقيت حضرتعالي را در تبليغ ديانت مقدسه اسلام و نشر و ترويج مذهب حق جعفري اثني عشري مسئلت دارم فقير بحمدالله سلامتم از لطف و محبت حضرتعالي كه نسبت به فقير و همراهان ابراز فرموديد كمال تشكر و امتنان داشته و همواره براي موفقيت حضرتعالي در اعلاء كلمه حقه در محيط ماديت و نصرانيت دعا ميكنيم يكي از خاطرات نيك اين سفر براي فقير ملاقات و آشنايي با حضرتعالي و جناب آقاي شبستري و مشاهده مسجد هامبورگ و موفقيتهائي كه براي حضرتعالي در نشر امور مذهبي حاصل شده ميباشد كه خيلي باعث مسرت و شكرگزاري گرديد. ضمناً چند نكته بخاطرم رسيد كه مقتضي دانستم خدمتتان عرضه بدارم:
1- مناسب است براي محراب مسجد و تنظيم دقيق قبلة آن اقدام بفرمائيد كه هر چه زودتر انشاءالله مهيا شود كه واردين هم بدون احتياج به سوال از جهت قبله مطلع گردند.
2- به نظر فقير گفتن حي علي خير العمل در همه اذانها خواه اعلامي و خواه براي نماز چون جزء اذان ميباشد لازم است و نبايد در اين قسمت رعايت نظر اهل سنت نمود.
3- به عقيده فقير گفتن شهادت سوم در اذان اعلامي و در ظهر جمعه براي نماز جمعه چون از همة مذاهب اجتماع ميكنند ترك شود مانعي ندارد تا به ائتلاف و همشكلي با اهل سنت در كليات ديانت و مابهالاشتراك نزديك شويم و همچنين قنوت در نماز كه هر دو جنبة استحبابي دارند ولي در اذان نماز و در غير نماز جمعه كه فقط شيعه مجتمع ميشوند ذكر آنها اولي است چون علامت و مشخِّصِ تشيع است.
4- تاريخ اساسي و رسمي در محاورات و مكاتبات به نظر فقير بايد تاريخ هجري قمري كه اساس تاريخ اسلامي است بوده باشد و اولاً و بالاصاله ذكر شود و بعداً تاريخ ميلادي را ثانياً و بالتبع ذكر نمود كه خود همان نشانة استقلال تاريخي و تعصب ديني است.
از تصديع خيلي عذر ميخواهم و اميد عفو دارم خدمت جناب آقاي شبستري و آقاياني كه در آنجا افتخار خدمت مسجد و اسلام را دارند سلام عرض و ملتمس دعا هستم آقاي حاج ملك صالحي و ساير آقايان همراهان سلام عرض دارند در خاتمه انتظار دارم نشريات آن مؤسسه ديني را براي فقير به آدرسي كه عرض شد (ايران – بيدخت) ارسال دارند وجه اشتراك هم مرقوم دارند تا ارسال شود آدرس خودتان را نيز لطفاً مرقوم داريد و چون توقف ممتد در بلاد بين راه نميكنند لذا جواب را به طهران آدرس (جنوبي پارك شهر – خيابان بهشت – جنب حسينيه اميرسليماني) به نام فقير ارسال دارند. انشاءالله ميرسد. و اجدد السلام عليكم
و انا الامل
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 17:12  توسط ایکس
|
امیر و سجاد مرادی نشان دادند که با وجود تحریم های بین المللی و بی مهری حکومتی داخلی یادگرفته اند که اگر خودشان هوای یکدیگر را نداشته باشند هیچ کس دیگری در داخل یا خارج برایشان تره هم خرد نمیکند. امیدوارم سرمشقی برای دیگران باشند.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 14:52  توسط ایکس
|
مردم عجیبی هستند ایرانیان. اگر کریم باقری با احمدی نژاد فوتبال بازی کند میگویند با کودتاچی بازی کرده و خائن است. اگر افتخاری احمدی نژاد را ملاقات کند میگویند وطن فروش است. هنرپیشه و هنرمند و ورزشکار و استاد دانشگاه و غیره همگی به یکباره و یک شبه کودتاچی و فاشیست خوانده میشوند. عجیب است. اولاٌ که ایشان حتی اگر علاقه ای به وی نداشته باشند به عنوان یک شهروند با شهروند دیگر که میتوانند ملاقات کنند یا فوتبال بازی کنند. من شخصاٌ علاقه ای به احمدی نژاد ندارم. اما اگر پایه "گل کوچیک" باشد با او بازی میکنم. چرا که نه؟ مگر هر کس که فوتبال بازی میکند عقاید همه همبازیانش را قبول دارد؟ آیا این همان مشکلی نیست که خود آقایان نقدش میکنند؟ مثلاٌ نقد میکنند که چرا ما با اسرائیل نباید ورزش کنیم؟ خوب برادر من نظراتتان را یکدست کنید بعد جنبش اجتماعی راه بیاندازید. اگر ورزش و هنر و ادبیات و شعر مستقل از عقاید مجریان است پس نقد این و آن برای ملاقات با ابلیس هم نمیتواند صحیح باشد. ثانیاٌ اصلاٌ برادر من شاید ایشان طرفدار احمدی نژاد باشند. مگر طرفداری احمدی نژاد جرم است؟ کدام مسلک سیاسی چنین عقیده ای دارد؟ فاشیسم را خودمان میکاریم که دروش میکنیم.
مردم عجیبی هستند ایرانیان. در همان حال که به دستگیری فلان بهائی و نداشتن تختخواب وی در زندان اعتراض میکنند میگویند انقلاب میکنیم و از هر درخت یک آخوند آویزان میکنیم. خوب دم خروستان را باور کنم یا قسم حضرت عباستان را؟ تکلیفتان را با خودتان مشخص کنید. بالاخره کشتن و ارعاب و زندان خوب است یا بد؟
مردم عجیبی هستند ایرانیان. اول که مینشینند از اقتدار اعلیحضرت همایونی در سرکوب شورش ظفار عمان تجلیل میکنند و میگویند یادش به خیر در منطقه برای خودمان نفوذی داشتیم. یک چایی که میخورند یادشان میرود که همین یک ساعت قبل در مدح داشتن نفوذ در منطقه سخنرانی مفصلی کرده بودند. شروع میکنند به انتقاد از نفوذ ایران در لبنان و سوریه و فلسطین. پدر و مادر آمرزیده ها اول با خودتان هماهنگ کنید که بالاخره نفوذ خوب است یا بد؟
باز هم بگویم؟ آنقدر از این دست تناقضات در رفتار و گفتار دوستان دیده ام که به این زودی انتظار گشایشی در امور ندارم. گاهی هم فکر میکنم با وجود اینکه به نظام حاکم فعلی علاقه ای ندارم شاید همین نظام از سر جامعه عقب افتاده ایران هم زیاد باشد. شاید.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 15:9  توسط ایکس
|
... ز هر خون دلی سروی قد افراشت
ز هر سروی تزروی بانگ برداشت
صدای خون در آواز تزرو است
دلا این یادگار خون سرو است ...
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 16:9  توسط ایکس
|
... تو با منی با من ...
+ نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 11:31  توسط ایکس
|